پیانیست افسانه 1900 : قصد دارم نقدی بر آلبوم تقدیم به خدا داشته باشم. آلبومی که حدود دو سال پیش از شهر کتاب خریدم و اگر راستش را بخواهید با پیش زمینه آقای فریبرز لاچینی این آلبوم را خریدم. این قطعات ساخته علیرضا لاچینی فرزند آقای فریبرز لاچینی و نوازندگی رضا تاجبخش به عنوان پیانیست این اثر است. به طور دقیق در جریان چگونگی تهیه و تولید و استودیوی اجرای این اثر نیستم ولی چون حافظه موسیقی (به خصوص پیانو) خوبی دارم می توانم به طور یقین بگویم که با همان پیانوی دیجیتالی که آقای فریبرز لاچینی کارهای جدید خود را با آن اجرا کرده اند نوازندگی شده است. از جمله بوی دیروز، مرثیه، خاطرات طلایی، پاییز طلایی 3و 4 و به طور کلی کارهای استاد پس از پاییز طلایی 1 و 2 که با پیانو آکوستیک و نوازندگی مرحوم آندره آرزومانیان بود. جنس صدای این پیانو دیجیتال خوب نیست (البته سلیقه ای است) و من نمی دانم از کدام برند است ولی به طور حتم از برند رولند یا مدل های خوب یاماها نیست. شاید هم خوب صدابرداری یا افکت گذاری نشده است و شاید هم در مرحله میکس و مستر با سلیقه خود آقای علیرضا لاچینی اینگونه خروجی گرفته اند. به هر حال فضای کار بم، خفه و مرده است. در کاور این اثر نوشته شده برای آرامش و من هم قبول دارم آهنگسازی این اثر با این موضوع خوب انجام شده است و حدس می زنم جناب استاد فریبرز لاچینی هم کمک کرده باشند و در واقع می توانم بگویم تنها نقطه قوت این مجموعه همین آهنگسازی خوب و روان و پایبند به آرامش بخش بودن آن است. در نوازندگی این اثر از تکنیک های پیچیده و حرفه ای پیانو خبری نیست و بسیار ساده اجرا شده ولی از نظر من نوازندگی این اثر می توانست با رعایت همین سادگی و بی آلایشی بسیار بهتر و روان تر انجام شود. آنگونه که در پاییز طلایی 1 و 2 اجرا شد یعنی استاد فریبرز لاچینی نت ها را نوشت و استاد مرحوم آندره آرزومانیان تنظیم و اجرا کرد. پیانوی آندره به این صورت بود که با حفظ کلیت اثر، کمی هم به نت ها شاخ و برگ می داد و به اصطلاح زنده می کرد و بسیار روان و زیبا اجرا می شد ولی این اثر فقط آهنگسازی خوبی دارد. با رعایت تکنیک های خوبی مثل سکوت و ... اما در اجرا و نوازندگی به گونه ای است که آن شکل پاییز طلایی 1 و 2 را پیدا نمی کند که بعد از حدود 30 سال هنوز تازه و جاودانه است و آدم دوست دارد باز هم گوش دهد. نمی دانم شاید استودیوی مناسبی را برای اجرای قطعات بدون کلام پیدا نکرده اند و مجبور شده اند با یک پیانو دیجیتال این کار را انجام دهند. فکر می کنم برای هر اثری یک نوع پیانوی خاص با صدای خاص نیاز است و از نظر من صدای بم این پیانو دیجیتال مناسب فضای آرامش بخش این نت ها نبود و بیش تر پیانوی آکوستیک با صدای تیز و روشن را طلب می کرد. در پایان این را اضافه کنم این آلبوم با تمام نقدهای بالا از معدود کارهای بدون کلام خوب این چند سال اخیر بود.