نقد و بررسی "سامورایی" از: امیر حسین

استفاده از این نقد با ذکر منبع newagepiano.ir مجاز است.

درباره این شاهکار تاریخ سینما نقد و برسی زیاد شده است ولیکن من در اینجا هرآنچه را که خودم از این فیلم درک کرده ام برای شما می نویسم. همچنین درباره موسیقی متن فوق العاده اش که باورم نمی شود در سال 1967 نوشته شده باشد. 
در میان شاهکارهای متعدد ملویل، اکنون می توان این کار را به عنوان نماینده خود ملویل نامید. در آغاز فیلم "هیچ تنهایی عظیم تر از تنهایی یک سامورایی نیست". نقل قولی است که در شروع فیلم عنوان می‌شود. اگر چه شاید تنهایی یک ببر در جنگل باشد. این جمله از کتاب "بوشیدو" نقل شد. 
این جمله قطعاً برای ایجاد تصویری از سامورایی فرانسوی در قاب یک قاتل حرفه ای تنها نوشته شده است.
 سامورایی داستانیست که به دنبال یک رویداد 2 روزه از زندگی یک قاتل حرفه ای روایت می شود و صادقانه بگویم، اگر شما فقط یک داستان را دنبال کنید، این کار بسیار جالبی نیست.

دلون نقش جف کاستلو را ایفا می کند، یک قاتل منزوی که با پرنده اش زندگی می کند، اما نقشی که تصمیم گرفته شده است دلون ایفا کند نکته ی ظریفی دارد و آن شمایل لباس و کلاه جف کاستلو است. می توان نام "لباس کشتار" را هنگامی که جف برای کشتن عازم است انتخاب کرد.

اتاق آپارتمان قدیمی و کثیف Jeff (که رنگ دیوار قابل توجه است!) مانند "سامورایی" است و کاملا ساده است.

به نظر من آپارتمان جف، تاثیر بسیار "شاعرانه" بر ذهن بیننده دارد. حتی آسمان شهر پاریس نیز حس شاعرانه دارد، این آسمان خاکستری شگفت انگیز!

4 آوریل شنبه، 6 بعد از ظهر. اتاق یک آپارتمان در پاریس.
باران در خارج از منزل می بارد. 
در یک اتاق که یک پرنده در یک قفس آواز می خواند، جف کاستلو سیگار می کشد در حالی که روی تخت خواب دراز کشیده است.


خیلی زود، جف بلند شد و سپس کت و کلاه را پوشید و به سمت "کار" رفت.
جف در خیابان بر روی ماشین فرد دیگری (سیتروئن) در حال چرخش در محله است. اتومبیلی که او قبل تر دزدیده بود. 
به این شکل:
 یک دسته کلید را از کت خود بیرون آورد و کلید ها را به صورت یکسانی نگه داشت.
و کلیدی که متناسب با دهان کلیدی اتومبیل بود پیدا کرد و ماشین استارت خورد.


در جاده و پشت چراغ قرمز، در حالی که یک زن راننده اتومبیل دیگری بود و داشت به جف نگاه می کرد، جف بدون نگاه کردن و توجه به او مشغول سیگار کشیدن بود.

در نهایت جف اتومبیل سیتروئن را به یک گاراژ در حومه شهر می برد.

یک تعمیرکار در داخل گاراژ  وجود دارد و شماره پلاک ماشین را با پلاک دیگری با شرایط یکسان تغییر می دهد و ... .

من فکر می کنم که موسیقی "سامورایی" یکی از شاهکارهای موسیقی متن فیلم در دنیا است.

در جایی خواندم: درخواست کار ملویل از آهنگساز اتفاق ناگهانی بود.

گفته شده:  "ملویل دستورالعمل های بسیار ساده ای داشت" موسیقی باید مانند یک عکس از قلب جف کاستلو باشد.
به عبارت دیگر بیانگر سرنوشت او باشد.

در سامورایی از سازها به بهترین کل ممکن استفاده شده است مثلاً:

موسیقی پر از خلق و خوی مردم پاریس با استفاده از آکوردئون.